تو آمپاس شديدي هستم

متن مرتبط با «دوباره یک شب دیگر دوباره تنهایی» در سایت تو آمپاس شديدي هستم نوشته شده است

تنهایی آیا مسئله است؟

  • نیلوبلاگ

    تو آمپاس شديدي هستم آمپاس هاي زندگي من تنهایی آیا مسئله است ؟ مسئلهی که الان می‌خوام راجع بهش صحبت کنم تنهاییه . هم مسئلهی که باعث خوشحالی منه هم حزن .اول میگم از خوشحالی . این وبلاگ سرگذشت من از قدیم تا در زمان حاضر رو روایت می‌کنه . دغدغه های که داشتم حتی یه لقمه نان و غذا نداشتم . دغدغه سرپناه و اجاره و بیمه و کرایه راه و هزار کوفت و زهرمار دیگه حتی اقامت .. در زمان حاضر یه زنه اکرنی که میشناسم رو دیدم اقامت ۴ ساله گرفته بود . پشمام ریخت ۴ سال اقامت بهش دادن با کار نیمه وقت که می‌کن...

    ادامه مطلب
  • خدای تنهایی

  • نیلوبلاگ

    داشتم یه ویدئو میدیدم دختره به دوس پسرش میگفت You're Loser . رفته بود حامله شده بودم از یکی دیگه . در جواب این خیانت میگفت تو ازم مواظب نکردی . زن همینه . تا زمانی که چیزی افر کنی باهات هستنیک سال و سه ماهه دارم تلاش میکنم . با این که تلاش خودم رو تا سرحد ممکن میکنم اما یک جای کارم برای گر گرفتن این چراغ الکلی که میخوام روشن کنم میلنگه . امروز یه یه ساعت پیاده روی یه چیز تو ذهنم مرور شد . چقدر تنهام . جدا همخونه ای ها رو نگاه میکنی خواهر برادر دوست رفیق دوست دختر همه یه نسناسی هست . من مرده زنده ام زیاد فرقی نداره . + نوشته شده در دوشنبه سیزدهم فروردین ۱۴۰۳ ساعت 2:16 توسط آمپاس قرار گرفته  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • هزار لعنت بر بیکاری

  • نیلوبلاگ

    هیچ چیز تو زندگی بدتر از بی پولی و بیکاری نیست . اگه هرکسی نظر دیگه ای داشت بدونید چرت میگه.وقتی بی پولی و دستت تنگه حق هیچ اظهار نظری در جامعه و خانواده نداری . حق خواستن هیچ چیزی رو نداری . حق نفس...

    ادامه مطلب
  • ضعف بدنی رو حس میکنم

  • نیلوبلاگ

    از حال و هوای درونم هیچی نپرس که ویرانه ای بیش نیستم .زخم های التیام پیدا نمیکند. حس میکنم بدنم به شدت ضعیف شده . بی دلیل نیست . فقر مواد غذایی و تغذیه اثر گذار بوده . سوءتغذیه گرفتم شاید.روزی 2 وعد...

    ادامه مطلب
  • شب برفی بود امشب

  • نیلوبلاگ

    سلام بر رفیق قدیمی . من بی معرفت برگشتم .هیچ چیز عوض نشده . بجز یه چیز سنم رفته بالا یه عدد دیگه. این زندگی کثیف . دردنامه هام منو یاد حکایت های صادق هدایت بی چاره میندازه . همونقدر مستاصل همونقدر پرف...

    ادامه مطلب
  • دوباره بعد از ظهرهای سگی در پیشه

  • نیلوبلاگ

    چند ماهی میلیتاری تمام شده.یک سال سخت در پیش دارم . سخت تر از چند ماه پیش . سخت از چند ماه پیش که با بی پولی سعی کردم فقیرانه و مطلق زندگی کنم. نه درامدی دارم نه حامی .. مجبورم از صبح تا شب مشغول درس ...

    ادامه مطلب
  • یک نمونه بسیارمناسب شروع شده

  • نیلوبلاگ

    » نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید. ...

    ادامه مطلب
  • فردا یکم .. بی ترس به مصاف آینده میرم. یک سامورایی

  • نیلوبلاگ

    این بار سامورایی وار به نبرد آینده میروم.. قدم سخت اما مثبت در زندگی . میدانم یک شهریور است و چند ساعت بیشتر نمیتوانم بخوابم .. اصلا نمیدونم چی در انتظاره . الوعده وفاست .. یه اتفاق داره پیش میاد .. انتظارش رو نداشتم اما بی تاب نیستم. آقا ما فلان یه خدافظی نصف و نیمه داشته باشیم و اندک ثبت خاطراتی از این لحظات الان ساعت داره 1:52 دقیقه میشه من برم کم کم به خواب .. روز قبل هم درست نخوابیدم .. پیش ا...

    ادامه مطلب
  • سهم من از شهد بهارانه گل زاری شبانگاهی نبود

  • نیلوبلاگ

    مشعشع فرمودید. سرفراز کردید. زندگی ما را جوانی بخشاییدین. چه گوهری ناب تر از این همه خوشبختی چه پاداشی گواراتر از این ؟ به جماعتی خیره مانده و عمری را به سروری گذرانیده . آه این چه عقوبتی ناعاقلانه ای است که اینگونه سربرنابسامانیم برداشته است؟ یک غریبه در دنیای تلخ . یک فراری از دنیای وحشی . چاره ای نداره جز اینکه تسلیم شه بی هوس تلافی فارغ از این که صداش به گوش دنیا میرسه یا نع ؟ خیره زل زده به سبز علف به آب سرمیده باز بع بع به قول مجری برنامه که : کسی که دنیاش رو هواهه کسی که آینده نداره که معلم اخلاق وظیفه اش نیست باشه. آره آقا . غریبه ای با یه دنیا تو ...

    ادامه مطلب
  • امشب دلم سوخت

  • نیلوبلاگ

    امشب دلم برای دلتنگی هام جانانه سوخت ... مستانه پر زد بر پرگشودن اما دلتنگانه لب دوخت. عطشی به طعم نداشتن همه فرصت ها . شلعه سوختن در آتش همه نداشتن ها .. همه خواستنها و تنوانستن ها .. به بیداری ناهنگام بعد از خواب دلچسب رویاها .. امشب دلم سوخت. غنیمتی اگر از گذشته نصیبم میشد تکه برگی به یادگار برمیداشتم به مضمون زیر. گر بر این سرزمین میرسی هرگز از خویش نکن برقه ای از رفع خستگی . شتابان رو از این روزگار به زیر مزار خویش که بس پست و رذل و کثیف بوده این زندگی. گسیل فردو اما نباشد به روی خودت تکه ای .. که تکه تکه کند بخت تو در این زمانه پس از سی سال بر این تخت و عرش ...

    ادامه مطلب
  • یک شب دوباره .. دوباره من .. دوباره تو .. دوباره ما

  • نیلوبلاگ

    واقعا نمیدونم چند وقته اینجا مطلبی نزدم. سعادتی .. فرخنده لحظه ای شد نصیبم . از این نصیبه بی بهره نماندم. گرچه دلم لک میزد زودتر بیام و چند کلامی به یادگار از زندگی روایت سازم. مدت هاست کرخت و بی حوصله دمادم زندگی رو عین دم یک جارو که با نوکش هل میدهی و میبری جلو میبرم جلو. نمیدونم از خودم چه میخواهم. ماحصل بی حوصلگی ها شده سپری ساختن زندگی اون در اوج بی حاصلی . کاش مقداری ساز رو کار میکردم ومی اموختم .. گرچه خودم را گول میزنم که تو سیستمت گیر است و نمیتوانی .. نمی شود اموزشی ببینی .. دست خودت نیست. این کرختی و گشادیسم تا به کی براستی ؟ مقداری باید عاشقانه های ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    سهم من از زندگی | سهم من از بورس | سهم من | سهم من از تو | سهم من از زندگی رمان | سهم من رمان | سهم من از زن بودن رمان | سهم من از زندگي رمان | سهم من از زندگی دانلود رمان | رمان سهم من اززندگی