اوضاع بدجور بهم ریخته است در دنیا .
یک ماه از جنگ ایران میگذره آمریکا هم پلن مشخصی نداره. و جنگ گره خورده.
این مهم نیست بخش اصلی و مهم قضیه اینه من هم به موازات این جنگ و قبلش دنبال کار بودم . بارها درخواست فرستادم و خبری نشده بارها پرکردم و پیام دادم . خبری نشده . یادمه خیلی کارها چند سال پیش بیشتر بود الان کمتر شده . مشخصه اوضاع اصلا خوب نیست مخصوصا کارهای که نیاز صبح خیلی زود سرکار باشی . شش صبح چاره ای ندارم هیچ گزینه دیگه ای به من وصال نمیده جز همین که شش صبح برم . میدونم برگشت به عقب و دنده عقب بزرگی میکنم ولی کو چاره . دیشب فشار خونم بالا بود بیخواب بودم تو بیداری داشتم فکر میکردم که حداقل دهن کسی که بیاد تو پیج من رو زین پس سرویس میکنم . اولین قربانی یه دختره بود اومده بود متلک بندازه جواب دندان شکنی بهش دادم زین پس همین اش ه و همین کاسه . بی ابروتون میکنم . کسی که وارد حریم من بشه نمک بازی دربیاره سوراخ نمکدانش رو کپ میکنم. دیگه تحمل نمیکنم. هیچ موقع فکر نمیکردم اینقدر سخت باشه اینقدر زندگی و معیشت و گذران رنج آور باشه و مشکل . خودم اونطوری دایم فعالیت میکنم و مشتری نمیاد. بازار کار زیر رصد دائمی و سنگین خودمه این ور هم دیدم اوضاع بدجور قمر در عقربه بدجور .. فشار روی ماها بیشتره . امشب موقع برگشت به خودم گفتم پسر برگردی به عقب بازم این مسیر رو میآی جوابی نداشتم.
هیچ حسی ندارم که در اقتصاد های برتر جهان زیست میکنیم . عنهو آفریقا . هیچ این مدت رد پول رو نمیبینم و باور نمیکنم اصلا باشه
چقدر پول درآوردن سخت و مشکل شده .. باور نکردی شده برام. پیر این زندگی لعنتی شدیم . حق ما نبود این طور کور از دنیا بریم . حقا ما نبود این قدر عذاب بکشیم .
یه چیز رو یاد گرفتم فقط و فقط برندسازی مهمترین چیز و از لقمه نان شب واجب تره. اگه تو بری سمت کسی بیچاره گیت رو میندازن اما اگه اونا پیگیر تو بشن و خواهانت بهت بها میدن . هر کاری میکنیم مسیری برو که بقیه دنبالت بیفتن نه تو دنبال بقیه
برچسب:
نویسنده: کیانوش پورحسین