خرید بک لینک

وقتی موهای سفیدت داره دونه دونه زیاد میشه پیش خودت میگی فلانی جوانی نکردیم و حالا رسیدیم وسط کار ! چی شد که اینطور شد ؟

این روزا حس اینو دارم که چند تا فصل زندگیم گم شد. جوانی . لذت از زندگی و عشق و حال .. هیچ کدوم رو در زندگی تجربه نکردم و بدهی بزرگی داره زندگی بهم . نمی‌دونم چرا این حس رو الان دارم حس میکنم یه سری چیزها دیر شده و برای رسیدن به خیلی چیزها زمان زیادی نیازه . الان داشتم تو لینکدین می‌خوندم یکی می‌خواسته خونه اجاره کنه چون اسمش خارجکی بوده بهش جواب نمیدادن دوست دختر نیتیو با اسم و صورت بلوند جواب گرفت . در همین شرایط سخت وقتی زندگی می‌کنی .. و پیش خودت میگی چقدر تلاش نیاز داره برای تمایز پیدا کردن با بقیه . چقدر نیازه که بتونی در یک آرامش و فرصت زندگی کنی .. فرصت ! منظورم شانس برابره . وقتی به درخواست اقامه خودت فکر می‌کنی که بعد از چند سال زندگی هنوز یک کارت شناسایی نداری که بتونی کارت بانکیت رو تمدید کنی. یا حتی یک وام بگیری . اینا کوچکترین تفاوت هاشه .

فرهنگ سخت . آدم های که بازنده خودشون رو فرض میکنند و می‌خوان انرژی بد‌بهت بدن. تنها کار مثبتی که در مقابل سیل این آدم های بد میشه کرد اینه دو فاکتور همزمان داشت سرعت در همه کارها تا شانس رو برات بیشتر کنه بین این آدم های بد .. کار بیشتر تا بتونه پول رو برات ذخیره کنه چون بدون پول عملا هیچ شانسی نداری که پول دربیاری .. و اکت و بازی و نقاب زدن به صورت برای بازی دادن آدم های که تنظیم شدن برای بازی با روانت .

زندگی من این روزا ثانیه ای شده و دقیقه ای .. یعنی از صبح که میرم سرکار زمان استراحتم بین کار اول و دوم چند دقیقه است . ۵ و نیم صبح میرم سرکار تا یازده شب . تایم وسط استراحت چند لحظه میشه اونم برای خوردن نهار یا چیزی .

همین کار زیاد دارم میبینم حسادت بعضی ها رو برانگیخته کرده .. طرف سرکار سلام نمی‌ده از روی حسادت ..

نمی‌دونم آیا به مقصد میرسم یا نه . آیا یه روزی به چیزی که می‌خوام میرسم یا نه .. بالا رفتن سن هرچند که حسرت داره ولی آدم های موفق زیادی رو دیدم خیلی زود به موفقیت رسیدن و چند سال بعد اشباع شدن . تنها خصوصیت خاص و عجیب موفقیت در سن بالاتر تشنگی بیشتره . هیچ چیز به آدم انگیزه نمی‌ده جز سالها کشیدن ترمز دستی توسط بقیه و ندادن فرصت یکسان .. چون برسم و فرصت دستم بیاد با بولدوزر از روشون رد میشم و بی رحم ترین موجود جهان میشم

برچسب: نویسنده: کیانوش پورحسین تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 2:18

صفحه بندی