عادت نداشتم عین بچه مردم ماشین مولتی میلیونی زیر پا داشته باشیم . ما نسلمان بو گندوس .
نسلمان بوی تهفن از درون داشته هایش میدهد. برای تک تک فرصت های زندگی اش باید بها دهد. فرصت نه موهبت ! برای فرصت کوچک زندگی باید خون دل بخوریم.
خسته نیستم ابدا .. نه پایان هم بنا به عادت دیرینه ام که سختی است به این آسانی نمیرسم. اما 1 بوی 1 1 1 .. همیشه عالم.
بوی کهنگی خودم هم میگیرم. یک زمانی فک میکردم باید جوان ماشین سوار شود. چرا تو سرمای زمستان باد به پک و پوزت بخورد تو را مثل لبو خورشتی کند ؟
جوانی هم شمع ره کردیم و هیچی نشدیم .. لبو خورشتی کاش عقده هایش را داخل جیب نگه میداشت برای یه عالم.
برچسب:
نویسنده: کیانوش پورحسین