خرید بک لینک
سالهاست تشنه احترامم .. نه از سر محبت .. احترام بعنوان جایگاه. برایش زحمت کشیدم . ناخوابی کشیدم استرس کشیدم .. مرارت و رنج و غصه را تحمل کردم. شاید کم بوده . ما نسلی هستیم که خونمان را باید در ماهیتابه بجوشانن تا کمی عصاره خوشی قاطی اش کنن. رضایتشان جور دیگری جلب نمیشود. پدرمان را باید سگ کنند.

عادت نداشتم عین بچه مردم ماشین مولتی میلیونی زیر پا داشته باشیم . ما نسلمان بو گندوس .

نسلمان بوی تهفن از درون داشته هایش میدهد. برای تک تک فرصت های زندگی اش باید بها دهد. فرصت نه موهبت ! برای فرصت کوچک زندگی باید خون دل بخوریم.

خسته نیستم ابدا .. نه پایان هم بنا به عادت دیرینه ام که سختی است به این آسانی نمیرسم. اما 1 بوی 1 1 1 .. همیشه عالم.

بوی کهنگی خودم هم میگیرم. یک زمانی فک میکردم باید جوان ماشین سوار شود. چرا تو سرمای زمستان باد به پک و پوزت بخورد تو را مثل لبو خورشتی کند ؟

جوانی هم شمع ره کردیم و هیچی نشدیم .. لبو خورشتی کاش عقده هایش را داخل جیب نگه میداشت برای یه عالم.

+ نوشته شده توسط آمپاس قرار گرفته در چهارشنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۶ و ساعت 20:14 |

برچسب: نویسنده: کیانوش پورحسین تاريخ: جمعه 20 بهمن 1396 ساعت: 21:40

صفحه بندی