
این بار سامورایی وار به نبرد آینده میروم.. قدم سخت اما مثبت در زندگی . میدانم یک شهریور است و چند ساعت بیشتر نمیتوانم بخوابم .. اصلا نمیدونم چی در انتظاره . الوعده وفاست .. یه اتفاق داره پیش میاد .. انتظارش رو نداشتم اما بی تاب نیستم. آقا ما فلان یه خدافظی نصف و نیمه داشته باشیم و اندک ثبت خاطراتی از این لحظات الان ساعت داره 1:52 دقیقه میشه من برم کم کم به خواب .. روز قبل هم درست نخوابیدم .. پیش ا...
ادامه مطلب
به تو محتاج شدن عادت من بود .. چه به دریو*زگی تو اهزار شدم من عجب جالبه .. کار دنیا رو میگم. هر قدمی هر راهی باید برسه به ناکامی حس میکنم زندگانی من عجیب شبیه محمدحسین شهریار پیش میره. نه این که در حد اون غزل بگم یا کباده ادبیات بکشم . بلکه از منظر دیگری . هر هنرمندی ذهنی داره تراشیده و ساخته شده به مصداق خودش چندین روز بعر کاری دست و پا زدیم . رفتیم آمدیم جان کندیم. بخدا اگر کنار نمکشید و میباخت اینقدر ناراحت نمیشدم که الان شدم. آخه این چه کاری بود ؟ با دل و دماغ ما بازی کردی .. مگر ما آینده نداشتیم ؟ مگر پشت هر خط سکه ای شیر نبود ؟ مگر درصد هرکدام 50 - 50 نبود ؟ چرا 50 درصد ناکامی همیشه ا...
ادامه مطلب