خرید بک لینک

عجب شب تابستونی خنکی بود . طبق معمول روزهای تعطیل امروز هم مشغول کار بودم از صبح ..

تو ذهنم خیلی روزا این فکره که واقعا آیا این همه تلاش واقعا در پایان با این همه سختی اگه به نتیجه برسه ارزششو داره ؟

این نفهمی ارزشش بیشتر بخاطر رویارویی با این تنهایی و لذتی که بی هیچ هزینه ای بقیه میبرن.

بقیه رو میبینی دست معشوق به دست یا ماشین خوب زیر پا . همه چیز اتفاقی و الله بختکی افتاده تو زندگیشون. حالا این فکر که تو باید هزاران سختی بکشی تا به مرحله اونا برسی ادمو دلمرده میکنه . حداقل به یه جایی برسی از ۹۹ درصد جامعه بالاتر باشی ..

الکی این وبلاگ رو باز کردم آخر شبی یه چیزی بنویسم . بعد برم تو سایت چهارتا رویامو مثل ماشین و خونه ببینم و بگیرم بخوابم . شنیدم میگم برای اینکه قدم هات رو محکم برداری شبی ۵ دقیقه به اون چیزی که میخوای فکر کن.

اینم ظاهراً عملیات سانفرانسیسکو ماست ! قبل خواب فقط فکر به ماشین و خونه و سفر .

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 1:41 توسط آمپاس قرار گرفته  | 

برچسب: نویسنده: کیانوش پورحسین تاريخ: يکشنبه 4 شهريور 1403 ساعت: 15:25

صفحه بندی