بعد از تو ساعت های طولانی
زل میزنم به جاده ای که تو رفته به مهمانی
خوابم که برد سردم که شد
باور کنم که امشب برنمیگردی و میمانی
جا پای رفتن تو یخ بوی تو یخ
سکوتی سردی که دلم را برده به خواب زمستانی
مژه های تو مرا عادت دیدارم بود
نم عطر نفست مهر سجاده ایمانم بود
با تو هرکی که رسید مژده برگشتن داد
قسم به عطر نفست رفتن تو روز مرگم بود
دیگه چی بهت بگم .. تو عطر نفست شده ام یه زندونی
دیگه چی بهت بگم .. خونه ام طوفان زده از باد این ویرونی
به اجبار حضور تو زنده ام اما . وجود تو برام عمق نبوده
من بپارو زدن تو دریاچه خشکیده که سالهاست عادت دارم
برچسب:
نویسنده: کیانوش پورحسین