خرید بک لینک
مشعشع فرمودید. سرفراز کردید. زندگی ما را جوانی بخشاییدین. چه گوهری ناب تر از این همه خوشبختی

چه پاداشی گواراتر از این ؟ به جماعتی خیره مانده و عمری را به سروری گذرانیده . آه این چه عقوبتی ناعاقلانه ای است که اینگونه سربرنابسامانیم برداشته است؟

یک غریبه در دنیای تلخ . یک فراری از دنیای وحشی . چاره ای نداره جز اینکه تسلیم شه بی هوس تلافی

فارغ از این که صداش به گوش دنیا میرسه یا نع ؟ خیره زل زده به سبز علف به آب سرمیده باز بع بع

به قول مجری برنامه که : کسی که دنیاش رو هواهه کسی که آینده نداره که معلم اخلاق وظیفه اش نیست باشه. آره آقا .

غریبه ای با یه دنیا تو غریبه ای هنوزم. جدا از این که بدونی غریبه ها باهم رفیقن

سرسپردن به غم و اندوه عالم تا به کی ؟ جاماندن از سحر و پیشواز غروب رفتن تا به کی ؟

تا زمانی که ندانی خوشبختی و همسرزبانی یعنی چه ؟ کم کن زمبلغ و تعریف آن وصف لایزال

تو همان بیش زخود دانی که سراب لحظه ها هنگام عطش بازی جوانی پایان راهش جز به تنهایی و فسردگی ختمی ندارد .

وقتی هیچ کس برات طره ای اندازه یه باقالی خورد نمیکنه. وقتی همه میخوان یه یلی باشی و خودت این وسط مقصری کمتری . خودت وظیفه نداشتی حکم پهلوون پوریای ولی دنیا رو بندازی کولت و بری جنگ مار غاشیه

تو وظیفه ات بوده درس بخونی که خوندی . وقتی مملکت این وضعیتشه که تقصیر تو نیست .

تو مدرکت رو در دستت داری . وقتی از برادرت میخوای یه کارگری ناقابل برات جور کنه و برادرت یه کار ساعت 8 شب تا 11 شب جور میکنه اون سمت آخرهای شهر که مسیر برگشتش تو اون ساعت غیر قابل تصوره تقصیر تو نبوده ولی میزنن تو سرت که تو آشغالی تو تن پرور و پونگشادی. آره من مقصرم که پسرک 5 سال کوچیکتر ازمن ماشین 40 میلیونی سواره و قر بیخود میدئ و دختر میاره خونه همون پفیوزی که تا دیروز پایگاه میرفت حالا اینکاره شده و ما یه وسیله فکستنی نداریم ساعت آخر شب از سرکار بیایم خونه. آره آقا.

من بابت یک کارگری له له زدم. سهم من از شهد بهارانه گل زاری شبانگاهی نبود

غصه نخور یاکریم یه روزی پرمیگیری ... از این گروه ذلت حقتو پس میگیری

یه عمری خوردن حقتو یه عمری بردن سهمتو ... وقتی که سرپاشی رو پات پوزشو عن میگیری

سهم تو از شهد بهارانه گل زاری شبانگاهی نبود ... تنها اونی که نادیده گرفت تورو خواجه حافظ غصه ها نبود

روزگارا بدان در خلوت خانه زاد خویش بسی نشستم ولی ... انقدر سعی به کار بندم که تازیانه عصیان کشان بینی چاره کار نبود

برچسب: سهم من از زندگی,سهم من از بورس,سهم من,سهم من از تو,سهم من از زندگی رمان,سهم من رمان,سهم من از زن بودن رمان,سهم من از زندگي رمان,سهم من از زندگی دانلود رمان,رمان سهم من اززندگی, نویسنده: کیانوش پورحسین تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 21:02

صفحه بندی