
امروز روز شلوغی بود . ساعت ۵ صبح سوار اتوبوس شدم رفتم چند تا شهر دیگه ساعت هفت و خورده ای صبح رسیدم دم در کارخونه .تجربه اولم بود و زیاد برای این کار تجربه نداشتم . فقط رزومه ای داده بودم و دعوت شدم رفتم . تایم صبح کاری شش صبح ابتدا میشه . خوبیش این بود که تایم صبح درگیرت میکنه و مثل خیلی از کارهای دیگه شیفتی نیست تایم عصر رو راحت میتونی پلن بریزی .من که کلا راحت گرفتم با این که تجربه ای نداشتم و بار اولم بود.زنگ زدم به شرکتی که معرفی کرده بودن بعد کار گفتم که با یه شرکت دیگه صحبت کردم . گفت هف...
ادامه مطلب
امشب لبانم رو به اعتراف .. یه بی همه چیز و خالی .. حق دارند مرا راهی زباله دانی کنند. حقی بهشان داده شده . کی به تو حق داده .. کی تو رو از من جدا کرده .. سهم من از بارون های بهاری گریه بارون چشام شد.. سهم تو از دستای من رد پای دست دیگران شد .. + نوشته شده توسط آمپاس قرار گرفته در دوشنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۶ و ساعت 4:50 | ...
ادامه مطلب