
حقی جز کناره زدن با مشکلات انگار بر ما نیست در طول زندگی خود فهمیدم که انگار زندگی معنای دیگری برای ما دارد. جور دیگران را کشیدن برای برادرم نهاد . و سرشکستگی عجیبی زندگی بر ما گذاشت . از همان روزگار اول مارا تحقیر کرد و باید منت دار برادر میبودیم . خودم رفتنیم .. همواره گفتم از این شهر یا کشور میرم و پشت سرم هم نخواهم دید. اما ضربه هایی که برادرم برای نگه داشتن خواهر نگه میدارد پتکش مستقیما بر مغز من فرود می آید و بس. از ان دلخور است بر سر من میزند. ضعیف شده . تابش کم است . مینالد و حال دیگران را هم بد میکند. میدانم چقدر سخت است دلگیری .. حالیم است .. مرا ببخشا بر اشتباهتم ... میدانم فشار بدی...
ادامه مطلب